أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

11

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

نگران اينكه كار رسول خدا ص با آنها بكجا ميكشد براى اينكه قريش رهبر همه مردم و رهنماى آنان و اهل خانهء كعبهء و حرم و زادگان پاك حضرت اسماعيل فرزند ابراهيم عليهما السّلام بودند و پيشروان عرب و سرورانشان هم منكر اين معنا نبودند و قريش بودند كه بجنگ با رسول خدا برخاستند و با او مخالفت كردند و چون مكه فتح شد و قريش سر بفرمان آوردند و اسلام بر آن مسلط شد و عرب دانستند كه تاب نبرد با رسول خدا ص را ندارند و نتوانند با او دشمنى كنند فوج فوج بدين خدا درآمدند و از هر سو به دو رو آوردند . و خداى تعالى ميفرمايد : به پيغمبر خود : چون يارى خدا و فتح آمد ، و ديدى مردم درآيند در دين خدا فوج فوج ، تسبيح گو بسپاس پروردگارت و از او آمرزشخواه كه براستى او بسيار توبه پذير است . « سورهء إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ » پيغمبر بود و شارع و رئيس حكومت و همه را زير فرمانداشت حامل وحى بود و مدرس و معلم همه فنون اجتماعى كه در طبع عرب آمادگى براى آن بود . پيغمبر ص پس از تسليم همه جزيرة العرب در آغاز بسيج قشونى بسوى فلسطينى كه دروازه ملك شام و قلمرو امپراطور روم بود وفات كرد . اين جامعهء نو بنياد اسلامى كه چون پرتو خورشيد در سراسر جزيرة العرب تابيد و همه قبائل عرب را زير پرچم يگانه‌پرستى درآورد در معرض شورش و مخالفت قرار داشت زيرا اكثريت مردمش پرورش اسلامى نداشتند و عقيده مسلمانى در نهاد آنان ننشسته بود و اين شورش در سال آخر عمر پيغمبر پديدار شد و مردم يمامه به رهبرى مسيلمه براى شركت در نبوت سر برداشتند و در شمال جزيره سجاح به پيشوائى بنى كلب همين انديشه خام را در سر پختند و در جنوب اسود عنسى ميان عشائر يمن همين آهنگ را نواخت ولى اين شورشها در مركز حكومت اسلامى و در مدينه اثرى نبخشيد و استحكام جامعه مركزى و وجود مسلمانان با ايمان آب ديده اين شورشها را سركوب كرد . ولى اختلاف مركزى بر سر رقابت براى قدرت در آينده چون آتشى زير خاكستر